"> تازه ها

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

 

یک احساس زیبا


چند روز قبل یکی از دوستان متن قشنگی برام فرستاد حیفم اومد که اون رو برای شما تو وبلاگ قرار ندم. فکر میکنم احساس لطیفی رو به ادم منتقل میکنه.بخونید...

يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد. 

سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد. 

آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد.  پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.

آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.

هيچ اتفاقی نيفتاد!

در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.  

چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند. 

گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.

اگر خدا اجازه می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم. 

من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم. 

من دانايی خواستم و خدا به من مسايلی داد تا حل کنم. 

من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت  ماهيچه داد تا کار کنم. 


من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم. 

من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نيازمند کمک بودند. 

من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايی برای محبت  داد.  

« من به  هر چه که خواستم نرسيدم ...

اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم» 

بدون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتوانی بر تمام آنها غلبه کنی.. 

بارک الله

چند روز پیش  یکی از اساتید به مناسبتی یه بارک الله کوچولو نثار من کرد . خیلی بهم چسبید ولی بعد از چند ثانیه یاد جمله قشنگی از آقای حسن زاده آملی افتادم . استاد خطاب به خداوند می فرمایند :

(الهی ُفرزندان حسن هرگاه از کار خسته می شوند از شنیدن یک بارک الله پدر چنان نیرو می گیرند که گویا خستگی ندیدند ُ اگر پدرشان یک بار بارک الله از تو شنود چه خواهد شد.)

منم دلم می خواد خیلی راحت و خودمونی به خدا بگم : خدایا یعنی میشه یه روز بهم بگی  قبولت دارم . میشه به من هم یه آفرین کوچولو بگی.  میشه یه روز به من هم بگی فلان کار و فلان کار و فلان کارت رو قبول کردم . میشه یه  روز من هم از تو یه بارک الله بشنوم . یعنی میشه یه روز با خیال راحت بفهمم که کارهام رو قبول کردی . میشه یه روز بهم بگی ادعاهای من رو پذیرفتی .....

 ماها همه مون یه چور بچه ایم . از شادیها و افتخارات دنیایی شاد میشیم ولی خدایا چی میشد ما رو اونجور تربیت میکردی که فقط با خوشحالی تو شاد بشیم

خدایا چی میشد یه بار به من  هم میگفتی خستگیهاتو قبول کردم . دوندگیهاتو پذیرفتم . گریه هاتو گرفتم و ....

خوش به حال اونهایی که خدا بهشون بارک الله های بزرگ گفت ....

 خوش به حال اونهایی که همه عمر از جونشون مایه گذاشتند تا یه بارک الله خدا رو هدیه بگیرند و خوش به حال اونهایی که همچنان استوار ایستاده اند تا یه بارک الله قشنگ از خدای خودشون هدیه بگیرند.....