مقاله
موانع پیشرفت ایران ( قسمت دوم ) در ادامه مقاله به بررسی عواملی که به اعتقاد اینجانب موانع مهمی در پیشرفت ایران به حساب می آیند می پردازم . بیکاری و تنبلی : متاسفانه و با گذشت زمان کم کاری و راحت طلبی در فرهنگ ما ایرانیان به صفتی پسندیده تبدیل شده است . به گونه ای که در محاوره های روز مره می شنویم زمانی که فردی قصد دارد از خوش شانسی دوستش در کار و حرفه اش صحبت کند ، محاسن شغل او را کم کاری و راحتی و ساعات کم بر می شمرد و این رفتاری است که به هزار و یک دلیل وارد فرهنگ ما شده و در آمال و آرزوهای کودکان نیز رد پاهایی از آن به چشم می خورد . مثلا دانش آموزان دبستانی هم زمانی که می خواهند از شغل دلخواه خود صحبت کنند راحتی و کار کم را از محاسن شغل دلخواه خود در آینده بر می شمرند . حال مشخص نیست که این ارزش به دلیل عدم رعایت حقوق قانونی کارمندان و کارگران در طول سالهای گذشته ایجاد شده و یا به دلیل مشاهده افراد زیادی که بدون زحمتی زیاد و به قول معروف تنها با یک تلفن به ثروتهای کلان دست یافته اند، به هر دلیل تا زمانی که ایرانیها شیفته کار کم و در آمد بالا هستند نمی توان امیدی به پیشرفت و بهبودی مردم داشت . رو راست نبودن با مردم : آقای احمدی نژاد ، به هر حال آقای احمدی نژاد ، هم شما خوب می دانید موانع پیشرفت کشور ما چیست و هم مردم . به اعتقاد من اگر قرار است سؤالی هم پرسیده شود بهتر است سؤالی باشد که پاسخ آن برای اکثریت افراد مجهول باشد ، نه سؤالی که قاطبه مردم و حتی کودکان دبستانی نیز پاسخ آن را نا گفته می دانند . زهرا فراهانی 22 فروردین 1386
|
موانع پیشرفت ایران(قسمت اول) آقای احمدی نژاد ، رئیس جمهور محترم ایران در این مقاله بر آنم تا موانع پیشرفت کشور عزیزمان ایران را از نگاه شخصی خود به رشته تحریر در آورم . این موانع را می توان در چند بخش تقسیم بندی کرد : مانع قبیله گرائی : آقای رئیس جمهور ، شاید یکی از مهمترین موانع پیشرفت ایران عزیز ما ، قبیله گرائی وفامیل دوستی ما ایرانیان باشد . ما ایرانیها بصورت ذاتی به قوم و قبیله ای که از آن برخاسته ایم وابستگی و تعلق خاطراعتیاد گونه داریم و همین مانع ، سد بزرگی در پیشرفت همه جانبه کشور ماست . نمونه آن را هم براحتی می توان در انتصابات و عزل و نصبهای مدیران در رده های مختلف مشاهده کرد . یک مدیر پس از انتصاب خود در پست حدید ، تا زمانی که افرادی از قوم و قبیله خود در اطرافش وجود داشته باشد به دیگر شایستگان پیرامون خود حتی با وجود لیاقت بیشترآنان توجه نخواهد کرد . این مساله، سابقه طولانی در کشور ما داشته و با تغییر نظامهای دولتی نیز تغییری در این رویه و سنت غلط ایجاد نشده است . متاسفانه در شرایطی که قرآن کریم ، عصبیت و قبیله گرائی را صفتی مذموم برای انسانها برمی شمرد اما این ویژگی سالهاست که در کشور ما به صورت امری عادی و طبیعی در آمده است . مانع تبعیض : آقای احمدی نژاد ، به نظر من هیچ چیز به اندازه تبعیض قائل شدن میان انسانها ، انگیزه های پیشرفت را در میان مردم یک کشور از بین نمی برد . زمانی که انسانها مشاهده کنند در برابر کار یکسانی که انجام می دهند پاداش غیر یکسانی در یافت می کنند نا خود آگاه انگیزه های طبیعی برای کار و تلاش بیشتر را از دست خواهند داد . در چنین شرایطی نمی توان از انسانها توقع داشت با عشق و شور به کار و فعالیت بپردازند و از جان خود برای بهبود وضعیت پیرامونی بهره ببرند و این به معنای پس رفت مداوم جامعه خواهد بود و نتیجه ای جز رکود و عقب ماندگی ببار نخواهد آورد . گرامیداشت تصنعی علم : آقای رئیس جمهور ، وقتی در کشور ما از نکوداشت مقام علم و عالم سخن به میان می آید ، بیش از نیمی از آن در حد تعارف و مبالغه و بخش ناچیزی از آن حقیقت و پایبندی است . ما در شرایطی از اهمیت علم و توجه به آن سخن می گوئیم که صاحبان اصلی عرصه علم و معرفت در جامعه ا در جایگاه واقعی خود قرار ندارند و به تحقیقات و فعالیتهای آنان وقعی نهاده نمی شود . بسیاری از محققان در راهروهای پر پیچ و خم در انتظار گرفتن کمک مالی برای انجام پروژه های علمی خود هستند و ما از اهمیت علم در پیشرفت کشور داد سخن می دهیم .
بی توجهی به ساحت معلم : آقای رئیس جمهور ، مطابق احادیث معصومین علیهم السلام ، آنچه که کودک در کودکی می آموزد هرگز از ذهنش محو نخواهد شد . زمانی که معلم که سکاندار اصلی علم و معرفت در جامعه است با انواع مشکلات مالی دست به گریبان است و این مساله در نوع تدریس او بصورتی مستقیم یا غیر مستقیم اثر می گذارد ، چگونه می توان انتظار تربیت شاگردانی را داشت که عمر خود را در جستجوی معرفت و کمال سپری کنند . بیهوده نیست که دانش آموزان در پاسخ به سؤال تکراری علم بهتر است یا ثروت ؟ گزینه دوم را برمی گزینند و در بیان دلیل انتخاب هم وضعیت معلمین خود را بیان میکنند . خود شیفتگی : تجربه نشان داده ما ایرانیان به نوعی خود شیفتگی عجیب و غریب گرفتاریم و تا این خود شیفتگی را معالجه نکنیم راهی به سوی پیشرقت و تکامل نخواهیم داشت . به عنوان مثال ، بساری از ما ایرانیان براحتی حق خواهر و برادر دینی خود را در صفهای عادی همانند صف نان و شیر سلب می کنیم و آنگاه دم از تمدن 2500 ساله میزنیم که : ما ایرانیان دارای تمدنی طولانی در حیات بشری هستیم . با همه احترامی که برای گذشتگان و اثار بجا مانده از دوران گذشته قائلم بر این باورم که اگر همچنان بر گذشته اصرار ورزیم و از پیرامون خود غافل شویم ، دیری نمی پاید که از بسیاری کشورهای عقب مانده کنونی هم عقب خواهیم افتاد .
|
عوامل سقوط و انحطاط حكومتها از ديدگاه نهجالبلاغه
منبع : سایت سراج
|