بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
دست نوشته ها
لوگوی سایت

نا مردی تا کجا

آقای رئیس جمهور

در پرسش مهر امسال سؤالی مطرح کردید که اگر بخواهیم از جان و دل به آن پاسخی حسابی و دقیق دهیم باید یکسال تمام و شاید هم بیشتر وقت بگذاریم و تنها بنویسیم و بنویسیم .

آقای احمدی نژاد

 اجازه دهید روایتی واقعی از زندگی یکی از نزدیکانم را برای شما بازگو کنم تا بدانید راز عقب ماندگی ما چیست و چه موانعی سنگ انداز پیشرفت و تعالی جامعه ماست .
برادر من فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و  البته بدون استفاده از سهمیه های خاص در سال 1366 در این دانشگاه  پذیرفته شد . همان دانشگاه معروفی که بسیاری و شاید اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان و جوانان آرزوی تحصیل در آن را دارند و برخی  هم  با سهمیه و بی سهمیه وارد آن می شوند .  رشته تحصیلی او مهندسی متالوژی بود و مدتی پس از پایان تحصیلات در یکی از شرکتهای وابسته به "ایران خودرو" مشغول فعالیت شد . مسوولیت او در شغلش ، بررسی کیفیت قطعاتی بود که  در خود روهای شرکت ایران خودرو  به کار گرفته می شد .

اقای احمدی نژاد

برادر من پس از مدتی که از فعالیتش  در شرکت ساپکو می گذشت  ، با قرار دادهایی روبرو شد که  از سوی مدیران شرکت ساپکو و با برخی شرکتهای داخلی و یا خارجی منعقد شده بود و در آن قرار دادها شرایط خرید  تعدادی از قطعات مورد نیاز شرکت ساپکو  قید شده بود  و مدیران ساپکو  نیز برادر مرا  ملزم کرده بودند  که با وجود آنکه مسوول تائید قطعات مورد نیاز است ،  اما بدون هیچ شناختی از کیفیت قطعات ، تنها آن قرار داد را به عنوان کارشناس تائید قطعات امضا نماید و تنها به عنوان یک ماشین امضاء در شرکت ساپکو عمل کند .

آقای رئیس جمهور

برادر من که  به رفتار های نا جوانمردانه عادت نداشت ، در مقابل اصرار زور مدارانه مدیران ساپکو مبنی بر  تائید بالاجبار برخی قطعات غیر استاندارد مقاومت کرده و با بیان اینکه تائید قطعات غیر استاندارد به معنای امضای قتل عام جمعی خریداران  اتومبیلهای ایران خودرو است ، از دستور قطعی رئیس ارشد مبنی برامضای قرار داد خرید قطعات ناشناخته و احتمالا غیر استاندارد  خودداری می کرد .

 اما آقای رئیس جمهور

تصور می کنید برادر مظلوم من به دلیل این رفتار غیرتمدارانه و ملی و میهنی و شرعی و الهی و ....یا هر چه می خواهید اسمش را بگذارید مورد تشویق مدیریت ارشد ساپکو قرار گرفت و از گروه تشویقی و یا امتیاز خاص برخور دار شد ؟

این سوالی است که شما هم پاسخ آن را خوب می دانید . برادر من نه تنها تشویق  نشد بلکه به دلیل این برخورد  غیر اخلاقی  با مدیریت ارشد ، مغضوب برخی مدیران ساپکو نیز قرار  گرفت .
و  بالاخره این  رفتار  ظاهرا غیر اخلاقی برادر من  تاثیر خود را گذاشت و دقیقا دو هفته قبل از عید نوروز   و در روزهائی که خانواده ها نیازمند  بیشترین  در آمد برای تهیه مایحتاج شب عید هستند ، مدیران خدوم و زحمتکش و دلسوز ساپکو  با بهانه ای کاملا واهی  و به دلیل عدم حضور برادر من در یک شیفت کاری ( در شرایطی که چنین وظیفه ای را حتی  به برادر من ابلاغ هم نکرده بودند ) عذر او را برای ادامه کار در این شرکت دولتی  خواستند.
البته مسلما حدس می زنید که برادر من هم  بیکار ننشست و به مراجع قضائی  از این رفتار نا جوانمردانه شکایت کرد . بله ، درست حدس زدید اما با وجود آنکه دستگاه قضائی ، سه مرتبه  متوالی حکم قطعی مبنی بر بازگشت برادر من به شغل سابق را صادر  کرد ، اما در هر سه بار با پاسخ منفی و بهانه جوئی های مدیران عزیز و زحمتکش ساپکو که آن شرکت را ارث شخصی خود قلمداد می کردند روبرو شد و حتی از پذیرفتن برادر من و نماینده قوه قضائیه  در داخل شرکت نیز خود داری کردند . تا اینکه پس از گذشت بیش از یکسال ،دادگاههای  جمهوری اسلامی ایران نیز نتوانستند  در برابر این مدیران خدوم  شرکت ساپکو، مقاومت کنند و بالاخره برادر من با داشتن خانواده و فرزند و نیز برخورداری از  مدرک معتبر دانشگاه  شریف و همچنین  سابقه کاری مثبت ، شغلش را از دست داد .

 آقای رئیس جمهور

حتما شما هم شنیده اید که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله  ، یک روز که مورد آزار و اذیت بدنی آن عرب جاهلی قرار نگرفت از احوالاتش جویا شد و به عیادتش رفت و با این رفتار الهی خود آن انسان لجباز و معاند را شرمنده کرد . اما این مدیران ظاهرا متعهد که ادعای پیروی از مکتب شیعه اثنی عشری را یدک می کشند  پس از گذشت سی  ماه حتی با یک تماس تلفنی ، احوالات و  چگونگی گذران زندگی برادر مرا جویا نشدند.  بله همانها که همواره در صف اول نماز جماعت حاضرند و ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده است .

آقای رئیس جمهور

نکته مهم آنکه در شرکت ساپکو ، مسوولان بازرسی شرکت با تماسی که با شرکتهای خارجی طرف قرار داد  برقرار کردند از آنان خواستند تا اعلام کنند  نمایندگان شرکت ساپکو که برای بازدید علمی و فنی  به آن کشورها اعزام می شوند  ، در طول یک هفته ماموریت کاری  ، برای بازدید علمی ، چه مدت و به عبارتی چند ساعت کاری  در آن شرکت خارجی  حاضر می شوند و جالب است که بدانید پاسخ آنان ، عدد" سه "بود ، بله سه ساعت . یعنی اتلاف بیت المال به بهانه ماموریت کاری در کشورهای خارجی و هتل 5 ستاره و بریز و بپاش تنها برای سه ساعت حضور در بخش فنی یک شرکت خارجی و  باز جالب است بدانید ، زمانی که برادر من از این اتلاف بیت المال مطلع شد و در یک روز چهار شنبه ، در نا مه ای به مدیریت ساپکو نسبت به این حیف و میل بیت المال اعتراض کرده بود ، در روز شنبه یعنی تنها سه روز پس از این نامه با این برخورد مدیران روبرو شد که : " لطفا به کار گزینی مراجعه کنید زیرا در شیفت جمعه حاضر نشده اید "  در حالی که وجود چنین ماموریتی به برادرم حتی  ابلاغ هم  نشده بود .

آقای احمدی نژاد

برادر من دیگر هرگز  به آن مرکز فساد و دزدی بیت المال  بر نخواهد گشت و دیگر به مدیرانی که با ادعای پیروی از مکتب شیعه ، تیشه به ریشه عقاید  شیعه میزنند اعتماد نخواهد کرد . برادر من که زمانی  ، شبها را به نماز شب می گذراند ، در حال حاضر نماز یومیه اش را هم به زحمت می خواند چرا که به دلیل برخوردی که مدیران ساپکو  با رفتار مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر او انجام داده اند به شدت سر خورده شده و از هر فردی  که ظاهری مذهبی  دارد به شدت بیزار و متنفر و گریزان  است .

آقای احمدی نژاد

این مدیران خدوم  دولتی  ، برادر با ایمان  مرا در یک کشور شیعی  از عقاید بر حقش دور کردند و این  گناهی است که گمان نمی کنم خداوند به راحتی از آن بگذرد .

آقای احمدی نژاد

حتما خوب می دانید که نمونه هایی همچون برادر من در جا معه کم  و انگشت شمار نیستند .

آقای احمدی نژاد

 رفتاری که برخی از مدیران  حرام خور دولتی در لوای ظاهری  مذهبی  و پایبندی صوری  به حلال و حرام خدا  مرتکب شدند ، چنان به حیثیت شیعه لطمه و ضربه جبران ناپذیر زده است که گمان نمی کنم  .........

آقای احمدی نژاد

دغدغه من اینست که چگونه در محضر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می توانیم پاسخگوی اینگونه  گناهان باشیم . بیهوده نبود که یکی از عالمان دینی فرموده بود :
"گناهانی در این کشور واقع می شود  که نماز بارانهای ما به هدف اجابت نخواهد رسید ."

آقای احمدی نژاد

ای کاش اینگونه مدیران ، به کارهای خلاف خود ادامه می دادند اما هیچ ادعای  مذهبی  نداشتند ، در صف اول نماز جماعت حاضر نمی شدند ،  تیپ افراد مذهبی را انتخاب نمی کردند و دین و مکتب شیعه را سپری برای دزدیهای خود و اتلافهای بیت المال قرار نمی دادند ......

آقای احمدی نژاد

 خواهش می کنم دیگر از این دست  پرسشها  مطرح نکنید  که  با پاسخ به آنها ، زخمهای کهنه ما  دهان باز کند  .....

در ضمن همه مدارک و شواهد دال بر دستور قوه قضائیه مبنی بر بازگشت به کار و نامه نگاری برادر من  برای پیگیری های  احتمالی  شما و همکارانتان موجود است . در همان ایامی که برادر من در ساپکو مشغول به کار بود و زیر فشار مدیران ارشد برای امضای قرار دادهای خرید قطعات  غیر استاندار بود ، در نامه هایی که به مدیریت ارشد  ساپکو  نوشت ، بسیاری از رفتارهای غلط و غیر انسانی آنان را در ان  شرکت  گوشزد کرد اما دریغ از کو چکترین پیگیری از سوی مسوولان خدوم ساپکو .....

 آقای احمدی نژاد ، حال  پاسخ این پرسش خود را گرفتید ؟ دانستید که راز عقب ماندگی ما چیست ؟ اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم :

"ما اجازه انجام فریضه  امر به معروف و نهی از منکر را نداریم "

 گاهی اوقات به خداوند عرض می کنم : خدایا شکرت ، شکرت که جهنم زیبا و لذتبخش را آفریدی که اگر نبود این جهنم زیبا  و دوست داشتنی تو ای خدای خوب و مهربان ما ، درد های درونی ما چگونه تسکین می یافت ؟

.... خدایا شکرت .......شکرت .....

با احترام - زهرا فراهانی

بیست و هفتم فروردین 1387

 

چگونه کودکان را به نو آوری تشویق کنیم ؟

آقای احمدی نژاد

 چند روز قبل با یکی از کارشناسان فرهنگی آموزش و پرورش صحبت می کردم .  از هر دری صحبت شد تا اینکه آن دوست عزیز به کتابهای کوچکی اشاره کرد که به وسیله کودکان دبستانی ساخته می شود . او ادامه داد : این دانش آموزان با نهایت نبوغ و استعداد  خود کتابهای زیبا و پر محتوا تهیه و به اداره ارسال می کنند اما زمانی که می خواهیم از این دانش آموزان خلاق  و با استعداد تقدیر کنیم ، با کمبود بودجه مواجه می شویم و شرمنده قولهایی می شویم که در بخشنامه ها به دانش آموزان داده ایم . چرا که اعتبار لازم  را نداریم .
آقای احمدی نژاد

به نظر شما تا کجا می توان این کودک را بدون هیچ تشویق و پاداش قابل توجه  به فعالیتهای خلاقانه و همراه با نو آوری دعوت کرد ؟

یکی دیگر از معلمین عزیز هم تعریف می کرد که در کلاس دانش آموزی داشته که با ابتکارات جالب خود معلم و کادر آموزشی را مات و مبهوت کرده است اما آن معلم دلسوخته می گفت : هر چه تلاش کردم تا هدیه ای مناسب تلاش او تهیه کنم  ، اما بدهیهای ماهانه اجازا انجام چنین  کاری را به من نداد و خانواده آن دانش آموز نیز در وضعیتی نبودند که  امکان تهیه یک هدیه مناسب را داشته باشند .

آقای رئیس جمهور با آموزش و پرورش بی مصرف و بی ارزشی که اداره آن توان تقدیر از دانش آموز را ندارد و معلم آن نیز امکان  خرید یک هدیه هر چند کوچک برای دانش آموز خلاق خود را ندارد ، لطفا اینقدر سؤالهای مرتبط با پیشرفت و بهبود و تکامل و از اینگونه کلمات درشت را  مطرح نفرمائید .
به اعتقاد من درِ وزارتخانه ای را که معلمش توان تهیه کادو برای دانش آموز خود ندارد باید تخته کرد ............

با احترام – زهرا فراهانی

بیست و دو فروردین 1387


 

 

بغض پنهان معلمان را فراموش نکنید

آقای احمدی نژاد

 شما هم همانند من روزگاری را به معلمی  ، البته در کسوت استادی دانشگاه گذرانده اید . شما هم خوب می دانید که معلم و استاد چه تاثیر شگرفی در روح و جان  کودک و نوجوان بر جای می گذارد و نیز خوب می دانید که هر چه سن تعلیم و تربیت پائینتر باشد این تاثیر و ماندگاری پایدار تر است ، به گونه ای که حتی رنگ لباس معلم نیز در ذهن و جان  دانش آموز  اثر می گذارد  و باز نیک می دانید که اگر روحیه این انسان تاثیر گذار ، روحیه شاداب و نا متعادلی باشد ، این روحیه به صورتی کاملا  مستقیم  در روح کودکان خواهد نشست .
آقای رئیس جمهور می خواهم از واقعیتی سخن بگویم  که شما به عنوان یک معلم از آن آگاهید اما شاید  مشغله های بسیار در  پست جدید ،  به  شما اجازه تامل بیشتر در این باب را نمی دهد .
آقای رئیس جمهور ،  قا­طبه معلمین و دبیران ما از تبعیض فاحشی که در جامعه وجود دارد رنج می برند و در نشستها و بر خورد های روزانه که با یکدیگر دارند از این تبعیض اشکار سخن می گویند . سال قبل نیز در مقاله موانع مهرورزی به شما عرض کردم که اگر یک روز در لباس مبدل  و به صورتی ناشناس به مدارس سر بزنید متوجه  واقعیات تلخ موجود در آموزش و پرورش خواهید شد .
آقای احمدی نژاد

معلمین ما در زنگهای استراحت از اختلاف طبقاتی ، تبعیض فاحش ، نور چشمی بازی ، نبود عدالت ،  گرفتاریهای مالی خود   و هزاران درد دیگر جامعه سخن می گویند و این بغض پنهان را به کلاسهای درس منتقل می کنند .
آقای احمدی نژاد

مطمئن باشید که اگر معلم در کلاس درس هم هیچ شکوه ای از وضعیت معیشتی  نامناسب خود نداشته باشد  اما نوع نگاهش ،  روحیه نا مساعدش ، اضطراب و نگرانی فکریش و بغض پنهانش به دانش آموزان منتقل خواهد شد و دانش آموز از نگاه  شکسته معلم و آهنگ  محزون کلامش به دردهای پنهانی او پی خواهد برد .
آقای احمدی نژاد

چرا باید بزرگترین دغدغه یک معلم ، تامین هزینه های اولیه زندگی  باشد و نه پاسخ به سؤالات اساسی دنیای کودک و نو جوان ....

آقای رئیس جمهور

 مسلم بدانید تا زمانی که معلمین را با این بغض پنهان  روانه کلاسهای درس  می نمائید  در آینده ای نه چندان دور ، نو جوانان و جوانانی خواهید داشت که  سخنان  صمیمانه شمای رئیس جمهور را نیز باور نخواهند کرد زیرا با بغضی بزرگ شده اند که ریشه در  روح و روان آنان دارد ...... و در این میانه چگونه توقع پیشرفت و بهبود جامعه را از این نسل خواهید داشت .

با احترام - زهرا فراهانی

بیست و دو فروردین 1387


 

می دانید عامل اصلی چیست ؟

آقای احمدی نژاد

پرسیده بودید که موانع پیشرفت و تعالی جامعه چیست و .....
آقای رئیس جمهور ، بگذارید راحت و صریح با یکدیگر سخن بگوئیم . شما پرسیده اید و از ما جواب می خواهید .
چه عواملی مانع پیشرفت و تعالی جامعه ماست ؟

حتما شماهم خوانده و شنیده اید که امام علی در پاسخ به درخواست برادرش که از او سهم بیشتری از بیت المال در مقایسه با دیگران خواسته بود ، گداخته آتشین در دستان او نهاد و به تقاضایش پاسخ مثبت نداد .
آقای احمدی نژاد ،  من به عنوان نماینده ای کوچک از خیل عظیم فرهنگیان معتقدم  یکی از موانع مهم پیشرفت و تعالی جامعه ما ، قرار گرفتن نور چشمیها در جایگاههای مهم و انتصاب افراد با توجه به رابطه دوستی و آشنائی آنها ست .
آقای احمدی نژاد ، تا زمانی که در کشور ما با تغییر مدیریت ارشد در یک مجموعه  ، کل مدیران میانی و رده پائین آن مجموعه نیز تغییر کرده و جای خود را به دوستان و نزدیکان مدیر تازه از راه رسیده می دهند ، نمی توان به پیشرفت و تعالی جامعه هیچ امیدی داشت .
شاید شما هم به گوشتان خورده و یا از زبان مردم به طور مستقیم و غیر مستقیم شنیده اید که در کشور ما همه منتظرند تا ببینند با تغییر مدیریت ، چه تغییری در وضعیت شغلی آنان بوجود می آید ..... هر طرحی که مراحل اولیه کار را می گذراند در انتظار می نشیند تا تکلیف خود را با مدیریت بعدی بداند ...... هر مسؤو لی منتظر است تا برخورد مدیر جدید را ببیند و خلاصه گویا همه در کشور ما منتظرند تا تنها تغییر مدیریتها را ببینند و این درد نا گفتنی جامعه فعلی ماست .....
چرا هر مدیری تنها به اطرافیان خود اطمینان دارد ؟ چرا معاونان و مشاورانش را تنها از میان دوستان و نزدیکان خود انتخاب می کند ؟ چرا گماشتگانش تنها از میان سفارش شدگانند ؟ چرا تغییرات تنها به نفع اقوام و نزدیکانش رخ می دهد ؟
چرا هر مدیری با آمدن خود اتوبوس یا قطاری از اقوام و بستگان خود و همسرش را وارد آن مجموعه وابسته می کند ؟ چرا با آمدن هر مدیر تنها گروه اندکی از جامعه که با او رابطه قوم و خویشی و قبیلگی دارند خوشحال و شادمان می گردند ؟

آقای احمدی نژاد ، قبیله گری و خویشاوند سالاری ، دودمان جامعه ما را به باد فنا داده است .
زمانی نه چندان دور ، تصور می کردیم که مدیران ، وابستگان خود را تنها از میان هم عقیده های خود انتخاب می کردند ولی کاش فقط و فقط ملاک انتخاب ، همگرائی عقیدتی بود ، کارمان به جائی رسیده است که همچون اعراب دوران جاهلیت ،تنها به قوم و قبیله خود می بالیم  و تنها از میان قبیله خود یار می گیریم و تنها از قبیله خود امداد می طلبیم و تنها از قبیله خود امید یاری داریم .
آقای احمدی نژاد
اگر زمانی به معنای واقعی کلمه قبیله گرائی و قوم و خویش سالاری را از جامعه خود برچینیم ، می توانیم امیدوار باشیم که موانع پیشرفت و عقبماندگی را از جامعه خود  دور کرده ایم .به امید آنروز....ان شاء الله.

 

با احترام _ زهرا فراهانی

پانزدهم اسفند 1386