نا مردی تا کجا آقای رئیس جمهور در پرسش مهر امسال سؤالی مطرح کردید که اگر بخواهیم از جان و دل به آن پاسخی حسابی و دقیق دهیم باید یکسال تمام و شاید هم بیشتر وقت بگذاریم و تنها بنویسیم و بنویسیم . آقای احمدی نژاد اجازه دهید روایتی واقعی از زندگی یکی از نزدیکانم را برای شما بازگو کنم تا بدانید راز عقب ماندگی ما چیست و چه موانعی سنگ انداز پیشرفت و تعالی جامعه ماست . اقای احمدی نژاد برادر من پس از مدتی که از فعالیتش در شرکت ساپکو می گذشت ، با قرار دادهایی روبرو شد که از سوی مدیران شرکت ساپکو و با برخی شرکتهای داخلی و یا خارجی منعقد شده بود و در آن قرار دادها شرایط خرید تعدادی از قطعات مورد نیاز شرکت ساپکو قید شده بود و مدیران ساپکو نیز برادر مرا ملزم کرده بودند که با وجود آنکه مسوول تائید قطعات مورد نیاز است ، اما بدون هیچ شناختی از کیفیت قطعات ، تنها آن قرار داد را به عنوان کارشناس تائید قطعات امضا نماید و تنها به عنوان یک ماشین امضاء در شرکت ساپکو عمل کند . آقای رئیس جمهور برادر من که به رفتار های نا جوانمردانه عادت نداشت ، در مقابل اصرار زور مدارانه مدیران ساپکو مبنی بر تائید بالاجبار برخی قطعات غیر استاندارد مقاومت کرده و با بیان اینکه تائید قطعات غیر استاندارد به معنای امضای قتل عام جمعی خریداران اتومبیلهای ایران خودرو است ، از دستور قطعی رئیس ارشد مبنی برامضای قرار داد خرید قطعات ناشناخته و احتمالا غیر استاندارد خودداری می کرد . اما آقای رئیس جمهور تصور می کنید برادر مظلوم من به دلیل این رفتار غیرتمدارانه و ملی و میهنی و شرعی و الهی و ....یا هر چه می خواهید اسمش را بگذارید مورد تشویق مدیریت ارشد ساپکو قرار گرفت و از گروه تشویقی و یا امتیاز خاص برخور دار شد ؟ این سوالی است که شما هم پاسخ آن را خوب می دانید . برادر من نه تنها تشویق نشد بلکه به دلیل این برخورد غیر اخلاقی با مدیریت ارشد ، مغضوب برخی مدیران ساپکو نیز قرار گرفت . آقای رئیس جمهور حتما شما هم شنیده اید که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله ، یک روز که مورد آزار و اذیت بدنی آن عرب جاهلی قرار نگرفت از احوالاتش جویا شد و به عیادتش رفت و با این رفتار الهی خود آن انسان لجباز و معاند را شرمنده کرد . اما این مدیران ظاهرا متعهد که ادعای پیروی از مکتب شیعه اثنی عشری را یدک می کشند پس از گذشت سی ماه حتی با یک تماس تلفنی ، احوالات و چگونگی گذران زندگی برادر مرا جویا نشدند. بله همانها که همواره در صف اول نماز جماعت حاضرند و ادعاهایشان گوش فلک را کر کرده است . آقای رئیس جمهور نکته مهم آنکه در شرکت ساپکو ، مسوولان بازرسی شرکت با تماسی که با شرکتهای خارجی طرف قرار داد برقرار کردند از آنان خواستند تا اعلام کنند نمایندگان شرکت ساپکو که برای بازدید علمی و فنی به آن کشورها اعزام می شوند ، در طول یک هفته ماموریت کاری ، برای بازدید علمی ، چه مدت و به عبارتی چند ساعت کاری در آن شرکت خارجی حاضر می شوند و جالب است که بدانید پاسخ آنان ، عدد" سه "بود ، بله سه ساعت . یعنی اتلاف بیت المال به بهانه ماموریت کاری در کشورهای خارجی و هتل 5 ستاره و بریز و بپاش تنها برای سه ساعت حضور در بخش فنی یک شرکت خارجی و باز جالب است بدانید ، زمانی که برادر من از این اتلاف بیت المال مطلع شد و در یک روز چهار شنبه ، در نا مه ای به مدیریت ساپکو نسبت به این حیف و میل بیت المال اعتراض کرده بود ، در روز شنبه یعنی تنها سه روز پس از این نامه با این برخورد مدیران روبرو شد که : " لطفا به کار گزینی مراجعه کنید زیرا در شیفت جمعه حاضر نشده اید " در حالی که وجود چنین ماموریتی به برادرم حتی ابلاغ هم نشده بود . آقای احمدی نژاد برادر من دیگر هرگز به آن مرکز فساد و دزدی بیت المال بر نخواهد گشت و دیگر به مدیرانی که با ادعای پیروی از مکتب شیعه ، تیشه به ریشه عقاید شیعه میزنند اعتماد نخواهد کرد . برادر من که زمانی ، شبها را به نماز شب می گذراند ، در حال حاضر نماز یومیه اش را هم به زحمت می خواند چرا که به دلیل برخوردی که مدیران ساپکو با رفتار مبتنی بر امر به معروف و نهی از منکر او انجام داده اند به شدت سر خورده شده و از هر فردی که ظاهری مذهبی دارد به شدت بیزار و متنفر و گریزان است . آقای احمدی نژاد این مدیران خدوم دولتی ، برادر با ایمان مرا در یک کشور شیعی از عقاید بر حقش دور کردند و این گناهی است که گمان نمی کنم خداوند به راحتی از آن بگذرد . آقای احمدی نژاد حتما خوب می دانید که نمونه هایی همچون برادر من در جا معه کم و انگشت شمار نیستند . آقای احمدی نژاد رفتاری که برخی از مدیران حرام خور دولتی در لوای ظاهری مذهبی و پایبندی صوری به حلال و حرام خدا مرتکب شدند ، چنان به حیثیت شیعه لطمه و ضربه جبران ناپذیر زده است که گمان نمی کنم ......... آقای احمدی نژاد دغدغه من اینست که چگونه در محضر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می توانیم پاسخگوی اینگونه گناهان باشیم . بیهوده نبود که یکی از عالمان دینی فرموده بود : ای کاش اینگونه مدیران ، به کارهای خلاف خود ادامه می دادند اما هیچ ادعای مذهبی نداشتند ، در صف اول نماز جماعت حاضر نمی شدند ، تیپ افراد مذهبی را انتخاب نمی کردند و دین و مکتب شیعه را سپری برای دزدیهای خود و اتلافهای بیت المال قرار نمی دادند ...... آقای احمدی نژاد خواهش می کنم دیگر از این دست پرسشها مطرح نکنید که با پاسخ به آنها ، زخمهای کهنه ما دهان باز کند ..... در ضمن همه مدارک و شواهد دال بر دستور قوه قضائیه مبنی بر بازگشت به کار و نامه نگاری برادر من برای پیگیری های احتمالی شما و همکارانتان موجود است . در همان ایامی که برادر من در ساپکو مشغول به کار بود و زیر فشار مدیران ارشد برای امضای قرار دادهای خرید قطعات غیر استاندار بود ، در نامه هایی که به مدیریت ارشد ساپکو نوشت ، بسیاری از رفتارهای غلط و غیر انسانی آنان را در ان شرکت گوشزد کرد اما دریغ از کو چکترین پیگیری از سوی مسوولان خدوم ساپکو ..... آقای احمدی نژاد ، حال پاسخ این پرسش خود را گرفتید ؟ دانستید که راز عقب ماندگی ما چیست ؟ اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم : "ما اجازه انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر را نداریم " گاهی اوقات به خداوند عرض می کنم : خدایا شکرت ، شکرت که جهنم زیبا و لذتبخش را آفریدی که اگر نبود این جهنم زیبا و دوست داشتنی تو ای خدای خوب و مهربان ما ، درد های درونی ما چگونه تسکین می یافت ؟ .... خدایا شکرت .......شکرت ..... با احترام - زهرا فراهانی بیست و هفتم فروردین 1387 |
چگونه کودکان را به نو آوری تشویق کنیم ؟ آقای احمدی نژاد چند روز قبل با یکی از کارشناسان فرهنگی آموزش و پرورش صحبت می کردم . از هر دری صحبت شد تا اینکه آن دوست عزیز به کتابهای کوچکی اشاره کرد که به وسیله کودکان دبستانی ساخته می شود . او ادامه داد : این دانش آموزان با نهایت نبوغ و استعداد خود کتابهای زیبا و پر محتوا تهیه و به اداره ارسال می کنند اما زمانی که می خواهیم از این دانش آموزان خلاق و با استعداد تقدیر کنیم ، با کمبود بودجه مواجه می شویم و شرمنده قولهایی می شویم که در بخشنامه ها به دانش آموزان داده ایم . چرا که اعتبار لازم را نداریم . به نظر شما تا کجا می توان این کودک را بدون هیچ تشویق و پاداش قابل توجه به فعالیتهای خلاقانه و همراه با نو آوری دعوت کرد ؟ یکی دیگر از معلمین عزیز هم تعریف می کرد که در کلاس دانش آموزی داشته که با ابتکارات جالب خود معلم و کادر آموزشی را مات و مبهوت کرده است اما آن معلم دلسوخته می گفت : هر چه تلاش کردم تا هدیه ای مناسب تلاش او تهیه کنم ، اما بدهیهای ماهانه اجازا انجام چنین کاری را به من نداد و خانواده آن دانش آموز نیز در وضعیتی نبودند که امکان تهیه یک هدیه مناسب را داشته باشند . آقای رئیس جمهور با آموزش و پرورش بی مصرف و بی ارزشی که اداره آن توان تقدیر از دانش آموز را ندارد و معلم آن نیز امکان خرید یک هدیه هر چند کوچک برای دانش آموز خلاق خود را ندارد ، لطفا اینقدر سؤالهای مرتبط با پیشرفت و بهبود و تکامل و از اینگونه کلمات درشت را مطرح نفرمائید . با احترام – زهرا فراهانی بیست و دو فروردین 1387 |
بغض پنهان معلمان را فراموش نکنید آقای احمدی نژاد شما هم همانند من روزگاری را به معلمی ، البته در کسوت استادی دانشگاه گذرانده اید . شما هم خوب می دانید که معلم و استاد چه تاثیر شگرفی در روح و جان کودک و نوجوان بر جای می گذارد و نیز خوب می دانید که هر چه سن تعلیم و تربیت پائینتر باشد این تاثیر و ماندگاری پایدار تر است ، به گونه ای که حتی رنگ لباس معلم نیز در ذهن و جان دانش آموز اثر می گذارد و باز نیک می دانید که اگر روحیه این انسان تاثیر گذار ، روحیه شاداب و نا متعادلی باشد ، این روحیه به صورتی کاملا مستقیم در روح کودکان خواهد نشست . معلمین ما در زنگهای استراحت از اختلاف طبقاتی ، تبعیض فاحش ، نور چشمی بازی ، نبود عدالت ، گرفتاریهای مالی خود و هزاران درد دیگر جامعه سخن می گویند و این بغض پنهان را به کلاسهای درس منتقل می کنند . مطمئن باشید که اگر معلم در کلاس درس هم هیچ شکوه ای از وضعیت معیشتی نامناسب خود نداشته باشد اما نوع نگاهش ، روحیه نا مساعدش ، اضطراب و نگرانی فکریش و بغض پنهانش به دانش آموزان منتقل خواهد شد و دانش آموز از نگاه شکسته معلم و آهنگ محزون کلامش به دردهای پنهانی او پی خواهد برد . چرا باید بزرگترین دغدغه یک معلم ، تامین هزینه های اولیه زندگی باشد و نه پاسخ به سؤالات اساسی دنیای کودک و نو جوان .... آقای رئیس جمهور مسلم بدانید تا زمانی که معلمین را با این بغض پنهان روانه کلاسهای درس می نمائید در آینده ای نه چندان دور ، نو جوانان و جوانانی خواهید داشت که سخنان صمیمانه شمای رئیس جمهور را نیز باور نخواهند کرد زیرا با بغضی بزرگ شده اند که ریشه در روح و روان آنان دارد ...... و در این میانه چگونه توقع پیشرفت و بهبود جامعه را از این نسل خواهید داشت . با احترام - زهرا فراهانی بیست و دو فروردین 1387 |
می دانید عامل اصلی چیست ؟ آقای احمدی نژاد پرسیده بودید که موانع پیشرفت و تعالی جامعه چیست و ..... حتما شماهم خوانده و شنیده اید که امام علی در پاسخ به درخواست برادرش که از او سهم بیشتری از بیت المال در مقایسه با دیگران خواسته بود ، گداخته آتشین در دستان او نهاد و به تقاضایش پاسخ مثبت نداد . آقای احمدی نژاد ، قبیله گری و خویشاوند سالاری ، دودمان جامعه ما را به باد فنا داده است .
با احترام _ زهرا فراهانی پانزدهم اسفند 1386 |