ابیات زیر را به مناسبت آغاز سال نو به ساخت مقدس حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تقدیم می کنم ای باغ سبز آرزو عیدت مبارک
ای باغ سبز آرزو عیدت مبارک تنها ترین محبوب من عیدت مبارک با مائی و ما از رخت محروم ماندیم ای ساکن سجاده ها عیدت مبارک
هفتم فروردین 1387 فدائی شما : زهرا فراهانی تقدیم به پیشگاه صاحب عصر و زمان حضرت حجه ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف |
زنده می مانم زنده می مانم که از پایت مغیلان برکنم زنده می مانم که بر راهت گلاب ناب کاشان برزنم چون که ره بس دوشوار است و قوی یاران قلیل خون جگر شد یار من از سختی این انتظار آه ای یاران چه شد پایان این شام فراق زنده می مانم که بر قلبش نوای نور باران برزنم من ندانستم چرا پایان ندارد این خفا زنده می مانم نقاب از روی رخشان برزنم خسته شد روح عدالت زین همه جور و جفا چون سیه شد قلب پاکان زآفت زور و ریا زنده می مانم غبار از دامن این پاک رویان برزنم ای خدای خالق زیبایی و عشق و امید فدائی شما : زهرا فراهانی 2 اسفند 1386 |
فراموش کردیم .... انگار یادمون رفته ، خودمون رو از یاد بردیم ، حسابی قاطی کردیم ، به هرچی و هر کی هم که نگاه می کنی غصه ات بیشتر و بیشتر میشه . به تلویزیون نگاه میکنی یه جور حرص می خوری ، تو دنیای اینتر نت چرخ میزینی یه جور دیگه عصبی میشی ، روزنامه و مجله میخری باز یه جور دیگه ، بابا انگار کاملا یادمون رفته ما شیعه ایم بابا ما مال خودمون نیستیم ما مال یه جا و یه بزرگوار دیگه ایم ، ما اینجا موندیم که کارهای اون آقارو ردیف کنیم ، ما اصلا زنده ایم و نفس می کشیم تا راه رو برای ایشون هموار کنیم ولی نه انگار همه مون مثل هم شدیم ، هر جا و هر کی رو میبینی انگار خارج از محدوده خودش رو نمیبینه ، روزنامه می خری میبینی مدیر مسوول روزنامه به هر دری زده از دماغ و سینه خانمها تا ناتوانی جنسی آقایان مسن تا خواننده هاشو بیشتر کنه تا بلکه چی یه ریالیشو دو ریال کنه و به شهرت و مکنت برسه ، تلویزیون روشن می کنی می بینی مجریه به انواع عشوه ها و کرشمه ها متوسل میشه تا خودشو تو دل تماشاچیا باز کنه تا همه بگن بابا این دیگه آخر آخرشه ، دیگه از این بهتر مجری تو تمام کائنات وجود نداره ، تا بلکه خودشو پیش رییسش عزیزتر کنه و امتیازهای مادی بیشتری بگیره ، سینما میری میبینی هنرپیشهه دیگه زن و مردش هم فرقی نمی کنه ، انواع چش و ابرو رو واست کج می کنه و خودشو لوس می کنه تا تو خونه دلت جایی برای خودش باز کنه و قیمت کارشو بالاتر ببره ،پای صحبت فلان کارشناس میشینی میبینی چنان از نظرات عجیب و غریبش داد سخن میده تا همه بگن : نه بابا دفعه دیگه به این آقا رای میدیم ، انگار خیلی بیشتر از بقیه حالیشه ، تا بلکه راهشو تو تشکیلات سیاسی کشور باز کنه و بعدش هم دیگه معلومه که چی میشه .... |
عشق به حضرت مهدی را تصنعی نکنیم البته به هر جای دنیا سفر کنی شاید این مساله که میخوام بگم به نوعی وجود داشته باشه اما متاسفانه تو ایران خیلی پر رنگتره.
|
آیا شود که روزی رویش به چشم بینم ؟ آیا شود که روزی رویش به چشم بینم ؟ آیا شود امامم از پرده باز آید ؟ آیا شود خدایم تعجیل در ظهورش آیا شود که مهدی با آن عصای موسی آیا شود امامم با اذن خالق خود
زهرا فراهانی – 10 خرداد 1387
|
آخر چرا جدائیم از یاوران مهدی؟
دانی چرا جدائیم از یاوران مهدی ؟ دانی چرا نباشد عشقش به قلب خیره هر صبح و شب به ناله گوئیم ای خدایا ما در درون دلها ، دشمن به عدل و دادیم ما تشنه تقلب ، تزویر و آب و رنگیم عادت شده به مردم ، سختی به جان مظلوم فرهنگ غیرت و عشق رفته است از دل ما تقوی شده به نام و اخلاص در زبانها مستی شهوت و زور برده است غیرت ما بس قلبها سیاه و بس چشمها به رنگ است این دستها دگر نیست در کار خیر و نیکی در اندرونی خود مشتاق ربط و بندیم این قلبها به عشق شهرت ز شوق لرزد از آه و اشک مظلوم دیگر دلی نلرزد
چشمان ما به دنیا مفتون و خیره گشته ما در طریق عشقش صد خار و خش فشاندیم ترسم در انتظارش صادق به دل نباشیم مهدی به کرده هایم هر شب نظاره کرده نامش شده شفا و حلال مشکلاتم ای خالق دوگیتی برگیر پرده ها را بنما عنایتی تا گردیم پاک و آزاد
زهرا فراهانی – 24 خرداد 1387
|
انفجاری به زمین و به زمان خواهد شد
قسمت و لطف الهی به همان خواهد شد نور مهدی به رگش چون شریان خواهد شد انفجاری به زمین و به زمان خواهد شد خوش سرا ای دل حسرت زده از نغمه یار اول اسفند ماه 1386 |
ای کاش در نوایم نای تو را ببینم ای کاش در نوایم نای تو را ببینم ای کاش در نوایم در هر دعای عهدی ای کاش در نوای قرآن صبحگاهی ای کاش در دعایم همواره با تو باشم ای کاش در طریق زیبای انتظارت ای کاش در صفا و مروه به جستجویت ای کاش زنده باشم تا از سفر بیائی
زهرا فراهانی – 27 خرداد 1387
|
ای وای بر دل من گر در رهت نباشد
ای وای بر دل من گر در رهت نباشد ای وای بر دل من گر بر غمت نباشد زهرا فراهانی – سوم اردیبهشت 1387
|
از دیده گریانم هنوز
در فراقت روز و شب از دیده گریانم هنوز کاش می شد گویمت ای مامن و ماوای من لعل شیرین لبت را چون چشیدم در شفا ای گل خوشبوی باغ احمدی
15 اسفند 1386 – زهرا فراهانی
|
ای امید لحظه هایم دست نیلوفر بگیر ای امید لحظه هایم دست نیلوفر بگیر ای تو تک بیت سرودم دست نیلوفر بگیر
زهرا فراهانی – 11 فروردین 1387
|
دعای عهد می خوانم
همیشه چشم برا هم دعای عهد می خوانم طبیبی و دلها در انتظار مداوایت مگر جز توام هست آرزو و تمنائی به قطره های اشک دلسوختگان سوگند به دار دنیا ندارم هیچ آرزوئی کشاند عشق توام سوی کعبه مقصود با امام رئوف در حریم گلشن قدس تو دانی که با خواهرش بسته ام پیوند دعا نمی خواهم ، دوا نمی خواهم ، صفا نمی خواهم
دوم اردیبهشت 1387
|
ز ندبه می کنم هر دم شکایت
ز ندبه می کنم هر دم شکایت چرا محروم ماندیم از ولایت 20 اسفند 1386
|
زنده می مانم زنده می مانم که از پایت مغیلان برکنم زنده می مانم که بر راهت گلاب ناب کاشان برزنم چون که ره بس دوشوار است و قوی یاران قلیل خون جگر شد یار من از سختی این انتظار آه ای یاران چه شد پایان این شام فراق زنده می مانم که بر قلبش نوای نور باران برزنم من ندانستم چرا پایان ندارد این خفا زنده می مانم نقاب از روی رخشان برزنم خسته شد روح عدالت زین همه جور و جفا چون سیه شد قلب پاکان زآفت زور و ریا زنده می مانم غبار از دامن این پاک رویان برزنم ای خدای خالق زیبایی و عشق و امید
2 اسفند 1386
|
نام مرا در جمع یاران می نویسی ؟
نام مرا در جمع یاران می نویسی؟ اسم مرا همراه خوبان می نویسی ؟ زهرا فراهانی – 10 فروردین 1387
|
من شما را دوست دارم
با همه مستی روحم با نماهنگ وجودم من شما را دوست دارم
در بلندای سجودم در ترنمهای روحم من شما را دوست دارم
نور چشم مصطفائید گلشن آل عبائید من شما را دوست دارم
اصل هر اصلاح و نیکی منبع هر خیر و خوبی من شما را دوست دارم
رشته پیوند یزدان نور چشم هر مسلمان من شما را دوست دارم زهرا فراهانی – 10 خرداد 1387
|
من غمی دیگر ندارم اشک من مال شما
من غمی دیگر ندارم اشک من مال شما غصه ای دیگر ندارم اشک من مال شما من بجز نور خدا ، پیغمبر ختم رسل رهبری دیگر ندارم اشک من مال شما من بغیر از فاطمه ام ابیهای پدر تاج سر دیگر ندارم اشک من مال شما من بجز دست علی ، آن فاتح روز نبرد یاوری دیگر ندارم اشک من مال شما جز حسن آن نور چشم گلشن آل علی نور چشمانی ندارم اشک من مال شما من به غیر از آن حسین و یاوران پاک او شاهدی دیگرندارم اشک من مال شما من بجز سجاد اطهر ، زینت اهل دعا زینتی دیگر ندارم اشک من مال شما من بغیر از باقر علم نبی ، آن عالم آل نبی سروری دیگر ندارم اشک من مال شما من بجز آن صادق آل محمد از وفا عالمی دیگر ندارم اشک من مال شما موسی کا ظم بود مولا و آقا و امام من گلی دیگر ندارم اشک من مال شما جزرضای مهربان ، راضی به تقدیر خدا من شهی دیگر ندارم اشک من مال شما جز جواد متقی و اسوه جود و کرم مشفقی دیگر ندارم اشک من مال شما من بجز آن دو امامان غریب سامراء مرهمی دیگر ندارم اشک من مال شما من بغیر ازحجت حق مهدی صاحب زمان حجتی دیگر ندارم اشک من مال شما غیر آن بانوی زیبا و گرام شهر قم بانوئی دیگر ندارم اشک من مال شما من بجز این خاندان رحمت و جود و وفا خانه ای دیگر ندارم اشک من مال شما
زهرا فراهانی – 31 اردیبهشت 1387
|
اما نشد
خواستم در راه جانان جان دهم اما نشد جان فدای دین و ایمانم دهم اما نشد زهرا فراهانی – 20 بهمن 1386
|
ما بی سرو پائیم بی عشق ولایت ما بی سرو پائیم بی عشق ولایت ما خسته و زاریم جز یار نداریم در قم به حریمش سربسته موئیم ما در ره بانو اسوده روانیم معصومه بانو دل را بستانده سوهان کرامت از قم چو فرستاد
زهرا فراهانی – 16 تیر 1387
|
دلم ترنمی عاشقانه می خواهد….
دلم ترنمی عاشقانه می خواهد دلم نیم بیتی فکورانه می خواهد
12 بهمن 1386
|
غربت صاحب زمان افسانه نیست غربت صاحب زمان افسانه نیست این همه بی مهری ما شیعیان ما به راه او قدم نسپرده ایم ما به راهش جان خود نفشانده ایم ما به ظاهر دعوی او می کنیم این دل مفتون به دنیا و فریب او چه گوید زینهمه درد و فراق عشق او را در جهان فریاد کن عاشق او شو ، به این عشقت ببال در دعای خود ظهورش را بخواه عشق او جان را تسلی می دهد
زهرا فراهانی – 16 تیر 1387
|
آقای من با کوله باری از عدالت خواهد آمد
آقای من با کوله باری از عدالت خواهد آمد آقای من در صبحگاهی پر ز شبنم آقای من در محملی غرق سعادت آقای من بر شیعیان زیبا نظر کرد آقای من زیبا کند جان جهان را آقای من بر خستگان ره رئوف است آقای من در پرده غیب است اما آقای من در انتظار عشق شیعه است عمریست ما در حسرت روی چو ماهیم آقای من احیا کند رسم پیمبر آقای من خنیاگر عشق حسین است آقای من بر هم زند دنیای مستی از تیغه شمشیر او ریزش کند عدل
آقای من چشمان ما بسته به راه است
زهرا فراهانی - 17 مرداد 1387
|
